‏نمایش پست‌ها با برچسب الیاس رام الله. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب الیاس رام الله. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ آذر ۱۴, سه‌شنبه

استراتژي هاي دايرۀ مذاهب و حرکت ال یاسین(پیروان ایلیا رام الله) – گفت و گو با عضو مرکزی منصورون


هوالحي

تاکتیک ها و ضد تاکتیک ها (قسمت اول)

یک- استراتژي هاي دايرۀ مذاهب عبارتي است كه زياد آن را مي شنويم. لطفاً در بارۀ اين استراتژي ها توضيح دهيد.
دايرۀ مذاهب يك هدف كلي دارد. نابودي الياس و اِل ياسين؛ و بصورت كلي نابودي همۀ جريانهاي معنوي، فرهنگي يا مذهبي كه خارج از ايدئولوژي شيطاني و طالباني دايرۀ مذاهب قرار دارند كه طبعاً تخريب رهبران آنها اولويت اول است.
اما دايرۀ مذاهب براي رسيدن به اين هدف از تاكتيكها و رويكردهاي مختلفي استفاده مي كند كه بعضي از آنها را در اينجا مي گويم:
الف) ايجاد جبهه هاي انحرافي و انحراف توجه. دايرۀ مذاهب سعي مي كند با به ميدان كشيدن صداوسيما، روزنامۀ كيهان، جمهوري اسلامي، رسالت، جام جم، سخنرانان و نهادهاي مختلف، تمركز ما را از روي « دشمن اصلي» كه «دشمن واحد» است حذف كند و ما را دچار پراكندگي توجه و پراكندگي واكنش كند. نبايد فريب بخوريم. در هر تهاجمي، در هر ضربه اي بايد بدانيم كه دشمن اصلي ما دايرۀ مذاهب و در واقع ايدئولوژي طالباني اشرار مذهبي دايرۀ مذاهب است. اين ضد تاكتيك را خلاصه كرده ايم در شعار «دايرۀ مذاهب، دشمن اصلي ماست» يعني در هر حمله اي، در هر اتفاقي بايد دايرۀ مذاهب و اربابان و بزرگان و مقدسان آن را هدف قرار دهيم. اگر به اشخاص مختلف، به نهادها، نشريه ها و ... توجه كنيم آنها را در اولين تاكتيك شان ياري داده ايم و موفق كرده ايم. حتي ما نبايد توجه خود را بر اطلاعات و ديگر نهادهاي امنيتي منحرف كنيم. فقط و فقط « دايرۀ مذاهب» كه تركيبي است از روحانيت ارشد طالباني، غول هاي امنيتي و گشتاپويي و معلمان بزرگ فرهنگ اشرار.
ب ) تفرقه و نفاق دومين تاكتيك اصلي دايرۀ مذاهب است. آنها با توليد انواع ويروس ها، بدبيني ها و تحريف ها سعي دارند كه بين ما و مخصوصاً بين پيروان استاد با استاد تفرقه و جدايي بيندازند و ما را از هم جدا كنند. به هر قيمتي و با هر روشي مي خواهند سر را از بدن جدا كنند و سپس يا همزمان، بدن را قطعه قطعه كنند. اول روح و ريشۀ درخت را مي زنند و بعداً كه درخت بي جان و خشكيده شد، آن را تكه تكه مي كنند. دايرۀ مذاهب همۀ نشانه هاي منافق و نفاق كه در قرآن و روايات وجود دارد را با خود دارد. روش اصلي كار آنها تفرقه و نفاق است و اصلي ترين اهرم هاي آنها دروغ و حقه و جعل و تحريف است. امروز بر همۀ مردم جهان آشكار و اثبات و مستند شده كه دروغگوترين و حقه بازترين موجودات جهان معاصر، همين قماش هستند و اين واقعيت هر روز با چند سند جديد در رسانه هاي بين المللي افشا مي شود. شايد حجم دروغ ها، حقه ها، جعل ها و مونتاژ كاري هايي كه در اين دو سه ساله از اين قماش در رسانه هاي خبري جهاني افشا شده بيشتر از كل حجم مستندات دروغ اتحاد جماهير شوروي سابق باشد که بعداً از هم فروپاشید و مضمحل شد. اين دو سه سال يك باتلاق و لجنزار بزرگ از حقه ها و دروغ هاي اينها براي همۀ دنيا آشكار شد. اما طي نيم قرن گذشته آن لجنزار بزرگ و پهناور، در نظر جهان، حداكثر يك بطري پر از لجن بود.
ج ) تحريف را به اين دليل جداگانه هم مي گويم چون اگر يك دست دايرۀ مذاهب دروغ و دروغگويي است، دست ديگرش تحريف است. تحريف، تركيب واقعيت و دروغ است طوري كه برآيند، دروغ شود. آنها يك آجر واقعي بكار مي برند و هزار آجر دروغين از جنس مقوا كار مي گذارند. يك حرف راست را با هزار حرف دروغ تركيب مي كنند. مي گويند يك، دو، ساخ، چاخ، پاخ، شاخ ... . اين يعني تحريف. يا اينكه يك اشارۀ انحرافي مي كنند و بعد همۀ توضيحات را حذف مي كنند. اين يعني تحريف. جملۀ داخل متن را، خارج از متن استفاده مي كنند. جهت ها را عوض مي كنند...
د ) چهارمين استراتژي آنها، اغفال است. آنها همۀ قربانيان و متهمان خود را اغفال مي كنند. نمي گذارند با چشم باز نگاه كنيد. نمي گذارند از منابع مختلف دريافت كنيد. نمي گذارند خودمان موضوع را بررسي كنيم و اگر بخواهيم با چشم باز و گوش باز خودمان بررسي و قضاوت كنيم، از وحشت دچار رعشه مي شوند. دستشان را روي چشم هاي قربانيان مي گذارند و مي گويند واقعيت همان است كه ما توصيف مي كنيم؛ همانكه دروغگوترين و حقه بازترين جانوران جهان توصيف مي كنند. اين كلمۀ جانور توهين نيست، عيناً كلمه اي است كه خداوند در قرآن بارها و بارها نسبت به اين جماعت ملعون و منافق بكار مي برد. حتي خدا آنها را پست تر از چارپايان توصيف كرده. اينها حتي مسئولين نظام را هم اغفال مي كنند. هم به خود استاد و هم به بعضي از دوستان زنداني ما هم اين نكته را بارها يادآوري كرده اند كه ما استاد سياه بازي و مونتاژ هستيم. مثلاً مسئولين نظام را اغفال كردند كه اِل ياسين يك جرياني مثل جريان مسيحيت از نوع كليساهاي خانگي است يا مثل بهايي ها. حتي با دروغ و حقه ما را شبيه كمونيست ها يا مجاهدين خلق به چند نفر از مسئولين ارشد معرفي كرده بودند.
ه ) پنجمين تاكتيك آنها، تحريك و تحريص است. آنها آرزو دارند كه در شرايط كنترل شده، كنترل شده از نظر آنها، بتوانند اتهامي مثل محاربه يا فرقه يا جرمي سنگين را به ما نسبت بدهند. به همين دليل در شرايط بحران، وقتي استاد در سال 86 انفرادي بود، مديريت به گونه اي بود كه 99% فعاليتهاي خيلي تحريكي را متوقف مي كرد. الان هم كه استاد براي دوازدهمين ماه در سلول انفرادي است باز هم ما توانسته ايم كه هيجانات كور را كنترل كنيم و واكنش هاي غيرفرمولي و غيرريشه اي انجام ندهيم. دوازده ماه يا دوازده سال ديگر هم استاد در انفرادي بماند باز هم از اين الگوي بزرگ كه تضمين موفقيت ما و استاد و كل حركت است خارج نمي شويم. آنها در اين مدت در اين خيال بودند كه از بچه ها كاري غيراصولي سر بزند كه مثلاً‌ بتوانند رسماً به آنها مهر محاربه يا فرقه و بدعت گذار بزنند. مثلاً آنها آرزو داشتند كه چند نفر خودكشي كنند. بعد بگويند همه ديديد كه اينها فرقه هستند اما وقتي شنيدند كه سه نفر از دوستان ما مي خواهند در اعتراض به سياستهاي طالباني و خفقان آور دايرۀ مذاهب ( و نه بخاطر استاد كه حالتي فرقه اي پيدا مي كرد) دست به خودسوزي بزنند دچار رعشه و وحشت شدند.
ما نبايد به تحريكات آنها جواب بدهيم بلكه كارها بايد در هماهنگي با مرجع بالاتر و يا بر اساس فرمول هاي تفكر و مبارزه باشد. نبايد تحريكي عمل كنيم بلكه ضربه هاي ما به دايرۀ مذاهب بايد ماندگار، طولاني مدت، ريشه اي، تصاعدي و فراگير باشد. اگر قرار بود يكي از دوستان ما خودسوزي مي كرد طوري آن را انجام مي داد كه ناو هواپيمابر اشرار مذهبي را مخصوصاً فرماندهان و بزرگان پشت پردۀ آن را براي هميشه نابود كند. در اين صورت اين كار همراه مي شد با يك پيام جهاني، در اعتراض به سياست هاي خشن و خفه كننده، طوري كه همۀ مردم جهان در آن واحد مراسم را ببينند و دهها مؤلفۀ ضروري دیگر؛ اما اين كار انجام نشد و قرار هم نيست انجام شود...

دو - در مقابل استراتژي هاي دايرۀ مذاهب ما چه برنامه اي داشته ايم؟
اگر روند تغييرات و برنامه ها را يك بررسي كلي كنيد بلافاصله متوجه مي شويد كه استراتژي ها و ضد تاكتيك هاي ما چه بوده. بايد خاطر شما باشد كه از سال 1383 كه زمزمه هاي برخورد مستقيم دايرۀ مذاهب شروع شد، مكانيزمهاي تكثير هم فعال شد. قرار شد هر عضو شوراي مركزي ياسين تعدادي را بعنوان همانند خود تكثير كند كه بعضي موفق بودند، بعضي ها كمتر موفق بودند و بعضي هم ناموفق. در دوره هاي زندان استاد، استراتژي تكثير اعضاء كليدي و مركزي، حتي اعضايي كه خودشان تكثير شده هاي قبلي بودند، شدت گرفت و امروز طيف گسترده اي از دوستان تكثيري را داريم. تكثير در همه جا رخ داد. يك كلاس دوازده كلاس شد. يك كانون 60 كانون شد. بعداً 180 كانون شد. يك سال بعد حدود 720 كانون در برنامه قرار گرفت. مديريت بحران و روشهاي راهبرد مبارزه به تعداد قابل توجهي از اعضاء فعال و حتي نيمه فعال و غيرفعال آموزش داده شد. كتابهاي واكنشي، سی چهل برابر شدند...
استراتژي دوم ما ايجاد زرادخانۀ بزرگ فرهنگي و ضد اِبا بود و انتقال اينها به خارج از كشور. الان ما در زرادخانۀ بزرگ خود دهها هزار مقاله، نامۀ سرگشاده، تصاوير و چيزهاي ديگر داريم كه هنوز منتشر نشده اند و نبايد هم فعلاً منتشر شوند مگر در زمان اضطرار. آنهم اضطرار به تشخيص برنامه ريزان اصلي. در آن صورت مثل ابابيل كه سنگها را بر سر اصحاب فيل (البته اينها به اصحاب قير شبيه ترند)ريختند و مانع از خرابي خانۀ خدا شدند، اگر وقتش شود از زمين و آسمان بر دايرۀ مذاهب آتش مي باريم. البته در اين دو سه ساله خود خداوند اين كار را به عالي ترين شكل ممكن انجام داده است و اينها را بعنوان دروغگوترين و حقه بازترين موجودات اين جهان و تاريخ بشر معرفي كرده است. هم دروغگوترين، هم نامرد ترين، خائن ترين و پست ترين و فرومايه ترين موجودات. هر كس در خانه اش VOA يا BBC داشته باشد يا گاهاً سري به اينترنت و رسانه هاي جهاني بزند در يك چشم بهم زدن متوجه مي شود.
سومين برنامۀ ما برخورد آينه اي بود. هر كاري كه آنها با ما يا استاد انجام دادند ما آن را بصورت آينه اي با بزرگان و مقدسان آنها انجام داديم كه هنوز يك از ده هزار آنهم منتشر نشده اما ... در كنار اين سبك از مبارزه [سبك آينه اي] ما بطور گسترده از سبكهاي تعميمي، موازي، نمادين ، كشش همسو و تبديلي هم استفاده كرديم ...
چهارمين استراتژي، تأكيد بر فيلم سازي و آموزش فيلم سازي بود. در اين سه سال بيش از چهارصد و بيست فيلم كوتاه و خيلي كوتاه يا فيلم هاي متوسط و بلند با محوريت محكوميت دايرۀ مذاهب، روش هاي آنان، ايدئولوژي شيطاني آن، فرهنگ طالباني آن و بزرگان و معلمان آن و نيز در حمايت از استاد ساخته شد. تعداد زيادي از دوستان تدوين و فيلم سازي را در حد آماتور ياد گرفتند. صدها نامۀ سرگشادۀ ويدئويي ساخته شد...
در پنجمين طيف ضدتاكتيك ما سعي كرديم حركت را از حالت واحد خارج كنيم. آن را موازي كنيم. بصورت خوشه هاي موازي تا كاملاً موازي. طوري كه اگر بر فرض يكجا نابود شد پانصد جاي ديگر برقرار باشد و فوراً دچار زايش شود. همۀ روال هاي منفردي را كه وجود داشت حتي مراجع هماهنگي كار را متكثر و موازي كرديم.
وقتي ديديم آنها بعضي از اطلاعات ما را دارند وارد ششمين استراتژي شديم. آنهم، مختصات ديناميكي بود. ما همۀ مختصات حساس را حتي المقدور و مقطع به مقطع تغيير داديم. گاهي حتي بعضي از بچه ها در طول اين سه ساله هشت اسم مستعار داشته اند، يا مختصات فعاليتها، قرارها و كدها و بسياري از چيزهاي ديگر.
هفتمين استراتژي، تعامل و ارتباط راهبردي با شبكه هاي ماهواره اي بويژه VOA و BBC و راديوهاي مختلف بود... همچنين ما فضاي بسيار موثري را ... اپوزيسيون ...
در هشتمين استراتژي تلاش كرده ايم استاد را به زبان جهان و با توجه به فرهنگ جهاني معرفي كنيم و بشناسانيم. كارهايي مثل آماده سازي دكترين ها و نظريه هاي بنيادي استاد و تشريح تئوري هاي فراگيري كه ايشان طرح كرده اند (كتاب 365 نظريه و دكترين) ساخت تعداد زیادي فيلم كوتاه، عمومي سازي بعضي آموزه هاي ايشان و انتشار قسمتي از تصاوير ايشان در همين راستا قرار داشت كه با حجم بالايي از كار همچنان ادامه دارد...
...
گفتگو با عضو مرکزی منصورون، از گروههای حمایتی وابسته به حركت اِل یاسین
1/10/88
کلیدواژه های(h): الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی عرفان, بازداشت های غیر قانونی پیمان فتاحی, دستگیری های غیر قانونی پیمان فتاحی, دستگیر شدگان غیر قانونی پیمان فتاحی, دستگیر شدگان غیر قانونی پیمان فتاحی, بازداشت های غیر قانونی ایلیا رام الله, دستگیری های غیر قانونی ایلیا رام الله , دستگیر شدگان غیر قانونی ایلیا رام الله , دستگیر شدگان غیر قانونی ایلیا رام الله , معنویت های نوپدید دینی, ایلیا


۱۳۹۱ آبان ۹, سه‌شنبه

اطلاعیه شماره ۱۱- بیانیه شاخه برون مرزی حرکت ال یاسین

اطلاعیه شماره 11
بنام خدا
بیانیه شاخه برون مرزی حرکت ال یاسین
ما اعضا و نمایندگان شاخه برون مرزی حرکت ال یاسین و نمایندگان دفاتر منطقه ای خارج از کشور این جمعیت، بدینوسیله به اطلاع عموم می رسانیم که در واکنش به چهارمین دستگیری معلم خود، ایلیا «میم» (پیمان فتاحی) و انتقال ایشان به بند 209 زندان اوین، اقداماتی کوبنده را بلافاصله پس از تایید صحت خبر دستگیری آغاز کرده ایم. پیش از این و طی بیانیه های مشترک سه طیف حمایتی (منصورون، حامیان و حافظان ایلیا میم) به 720 طرح راهبردی اشاره شده بود که از سالگرد دومین دستگیری استاد در دست انجام قرار گرفت. این برنامه ها به لطف الهی به بار نشست و هم اکنون مخزن عظیمی از محصولات طرحهای 720 گانه در اختیار ما قرار دارد که بعضی از آنها به تنهایی می تواند برای همیشه به حیات فرقه منفوری به اسم دایره مذاهب پایان دهد. ما صادر کنندگان این بیانیه کلیه مسئولیتهای این برنامه را بعهده می گیریم و مطمئنیم واکنشهایمان از همان مراحل اولیه پاسخ دندان شکنی را به هتک حرمت معلم مان توسط فرقه امنیتی دایره مذاهب و اربابان پشت پرده آن خواهد داد.
اما روی صحبتمان با پیروان و شاگردان استاد در داخل کشور نیز هست. دوستان، ما با همه قلب و روحمان غیرت و عزم شما را برای دفاع از استاد درک و تحسین می کنیم اما از شما می خواهیم که پاسخ به این گستاخی دایره مذاهب در دستگیری مجدد استاد و دو تن دیگر از دوستانمان را بر عهده ما بگذارید. از شما می خواهیم که بنابر آنچه قبلاً نیز در بیانیه های منصورون به آن توصیه شده اید، با در نظر گرفتن قوانین جاری کشور از اقدامات حساسیت برانگیز پرهیز کنید و همواره اصول پیروی خاموش را در نظر داشته باشید.
یقین داشته باشید که امروز توان دفاعی ما با دوره های قبل غیر قابل مقایسه است. ما در این چند سال بشدت در حال تکثیر همه جانبه و سازماندهی واحدهای راهبردی و مدیریتی جدید بوده ایم. تعداد ما، ارتباطات جهانی مان، امکاناتمان و توان واکنش دهی و محصولاتمان در حدی است که شاید به سختی در تصور شما بگنجد. اگر هم تا این لحظه ساکت بوده ایم دلیلش محدودیت‌های اعمال شده در ایران بر دوستانمان بود؛ البته ‌سکوتی سرشار از عمل و به قولی حرکت در خاموشی. اکنون و با دستگیری مجدد استاد ما همان حرکت را با حفظ کلیات اما تغییری واضح در استراتژی‌ها ادامه خواهیم داد. هر چند دستگیری معلم زندگی ما به سان در بند بودن هر انسان آزاده و حق طلب دیگری برایمان دردناک است، اما این فرصت را غنیمت می شمریم تا یکبار دیگر بارانی از نیزه را به باران برکت تبدیل کنیم و همزمان با جهانی سازی اندیشه های استاد، با تمام قوا بیزاری خود را از فرقه دایره مذاهب علنا و از طریق اقدامات اجرایی فریاد بزنیم.
دور از انتظار نیست که به زودی شاهد تکرار دروغ ها و تحریف‌های همیشگی، و حتی تشدید فشارها و حتی اقدامات شدیدتر نسبت به استاد ایلیا میم باشیم. ما ضمن هشدار به دایره مذاهب و اربابان پشت پرده آن نسبت به عواقب هر گونه تخریب و فشاری نسبت به معلم بزرگمان ایلیا میم، اعلام می‌داریم که در مقابل انتشار هر دروغ در خصوص استاد ایلیا، چندین شاهد از سراسر جهان به صدا درخواهند آمد و درباره آن چه از ایشان به چشم خود دیده و تجربه کرده‌اند شهادت خواهند داد و این شهادت خود را در سطح بین المللی انتشار خواهند داد. به ازای هر جعل و تحریف که در نشریه‌ای فارسی زبان و به شکل محدود در داخل ایران توزیع شود، روند آشناسازی مردم سراسر جهان را با تعالیم و آموزه‌های حیات بخش رهبر و معلم بزرگمان تشدید خواهیم کرد، و این خود یکی از شیوه‌های ما برای عیان کردن چهره نفرت انگیز فرقه طالبانی دایره مذاهب خواهد بود.
سیر کلی اقدامات ما در فاز جاری از این قرار خواهد بود:
• تشدید معرفی استاد و جهانی سازی اندیشه های ایشان از طریق انتشار تصاعدی کتابها، تعالیم و دکترین های 360 گانه ایشان
•  تشدید اطلاع رسانی ها و حضور رسانه ای و افشای قصدها و روشهای دایره مذاهب
• انتشار تدریجی یا یکباره نزدیک به 3000 محصول موجود در آرشیو حرکت ال یاسین با هدف معرفی دیدگاههای استاد خصوصا در بخش سیاسی- اجتماعی و افشاگری درباره فرقه امنیتی مذاهب و اربابان آن. این محصولات بر اساس خطوط و راهبردهای موجود در آخرین بیانیه های مشترک منصورون، حامیان (ا.م)، و حافظان (ا.م ) تهیه شده اند. در صورت لزوم انتشار محصولات  به سمت مواردی خواهد رفت که افشاگری های شدیدی را در بر دارند. 
• انتشار تدریجی – تصاعدی  شهادت های مستند شده شاهدان حق. (بصورت مکتوب و تصویری)
• راه اندازی فاز دیگری از پروژه های سینا (انرژی زایی)
• فعال کردن مجدد روند پیگرد قانونی آمران و بانیان برخورد با استاد و شدت بخشیدن به پرونده های از قبل تشکیل شده در نهادهای بین المللی.
• چرخش فعالیت های کلیه طیف های پیروان و حامیان ایلیا «میم» در سراسر جهان در جهت دفاع همه جانبه و جهانی از ایشان
ما اقدامات خود را به ازاء هر هفته نگهداشتن استاد ایلیا میم در زندان یک گام به جلو خواهیم برد و در صورت تداوم این بازداشت بصورت تصاعدی و تا هر سطحی که لازم بدانیم ادامه خواهیم داد. بدیهی است که در صورت ادامه فشارها بر استاد ایلیام میم و اقدامات شدیدتر دایره مذاهب نسبت به پرونده استاد، واکنشهای ما به سمتی خواهد رفت که قطعا در شرایط بحرانی و شکننده جاری کشور، بر اربابان پشت پرده دایره مذاهب بطرز جبران ناپذیری گران خواهد آمد.
و باز هم تکرار می‌کنیم که :
ما با تمام روح و جانمان به معلم و سرورمان كه خدا و زندگي را در او يافته ايم، تفكر و تحقيق را از او آموخته ايم و حكمت و دانايي را از او به ارث برده ايم، وفاداريم و وفاداريم و وفاداريم. آزار او را آزار روح خود مي دانيم و تا نابودي و محو ريشه اي و همه جانبۀ دشمنان او و ايدئولوژي و اعتبار دشمنان او در جهان، با تمام وجود تلاش خواهيم كرد.”
و در این راه تا پای جان ایستاده‌ایم.
و سلام بر آنان که از هدایت الهی پیروی می کنند
30 اکتبر 2012 میلادی مصادف با 9 آبان 1391 شمسی
کلیدواژه ها:نمایندگان,حرکت ال یاسین,ایلیا «میم»,پیمان فتاحی, زندان اوین,دستگیری ,بیانیه های,منصورون، حامیان و حافظان ایلیا میم,طرح راهبردی,فرقه منفوری, دایره مذاهب,فرقه امنیتی,حرکت,استراتژی‌ها,تحریف‌ها,استاد ایلیا,فرقه طالبان,یحرکت ال یاسین,حامیان (ا.م),حافظان (ا.م ),حرکت,استراتژی‌ها,تحریف‌ها,استاد ایلی,افرقه طالبانی,حرکت ال یاسین,حامیان (ا.م),حافظان (ا.م )وین, بازداشت, برخورد, دستگیری, نیروهای امنیتی, زندان, دستگیری ایلیا رام الله, دستگیری پیمان فتاحی, دستگیری رهبر جمعیت ال یاسین, دستگیری ایلیا میم, دستگیری ایلیا میم رام الله, دستگیری رهبر الاهیون ایران, بازداشت ایلیا رام الله, بازداشت پیمان فتاحی, بازداشت رهبر جمعیت ال یاسین, بازداشت ایلیا میم, بازداشت ایلیا میم رام الله, بازداشت رهبر الاهیون ایران, بازداشت استاد ایلیا رام الله, بازداشت استاد رام الله, دستگیری استاد ایلیا رام الله, دستگیری استاد ایلیا م رام الله, بازداشت استاد ایلیا م رام الله, خبر دستگیری ایلیا رام الله, خبر دستگیری پیمان فتاحی, خبر دستگیری رهبر جمعیت ال یاسین, خبر دستگیری ایلیا میم, خبر دستگیری ایلیا میم رام الله, خبر دستگیری رهبر الاهیون ایران, خبر بازداشت ایلیا رام الله, خبر بازداشت پیمان فتاحی, خبر بازداشت رهبر جمعیت ال یاسین, خبر بازداشت ایلیا میم, خبر بازداشت ایلیا میم رام الله, خبر بازداشت رهبر الاهیون ایران, خبر بازداشت استاد ایلیا رام الله, خبر بازداشت استاد رام الله, خبر دستگیری استاد ایلیا رام الله, خبر دستگیری استاد ایلیا م رام الله, خبر بازداشت استاد ایلیا م رام الله, اوین, بی خبری از وضعیت استاد ایلیا میم رام الله پس از دستگیری و بازداشت, بی خبری از وضعیت استاد ایلیا رام الله پس از دستگیری و بازداشت بی خبری از وضعیت استاد ایلیا م رام الله پس از دستگیری و بازداشت, بی خبری از وضعیت پیمان فتاحی پس از دستگیری و بازداشت,پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, استاد ایلیا کیست, ایلیا م رام الله کیست, استاد ایلیا میم رام الله کیست, زندگینامه استاد ایلیا رام الله, زندگینامه استاد ایلیا میم رام الله, زندگینامه پیمان فتاحی, زندگینامه ایلیا رام اله, معرفی ایلیا رام الله, معرفی پیمان فتاحی, معرفی استاد ایلیا رام الله,بازداشت ایلیا میم  رهبر جمعیت ال یاسین ,بازداشت ریاست انجمن متفکران و محققان ایران,دستگیری ایلیا میم  رهبر جمعیت ال یاسین,دستگیری ریاست انجمن متفکران و محققان ایران,انتقال استاد ایلیا میم به مکانی نامعلوم,انتقال پیمان فتاحی(ایلیا میم رام الله) به مکانی نا معلوم, اوین, بازداشت, برخورد, دستگیری, نیروهای امنیتی, زندان,دانلود کتاب آمیبن ، پی دی اف دانلود کتاب آمین ، pdf آمین دانلود، کتاب آمین را از اینجا دانلود کنید، کلیک دانلود کتاب آمین، پخش سه میلیون کتاب آمین، پخش موثر کتاب آمین .

۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

نگاه روحانیت ایران به اشو، دالایی لاما، ایلیا رام الله، سای بابا،....

عرفان بیخدا؛ دروغ بزرگ
ترویج بیخدایی، یکی از بزرگترین دروغ ها و بی پایه ترین اتهامات ساخته شده در باره اساتید معنوی معاصر است. روحانیت تندروی ایران با الگوگیری از شیوه تبلیغاتی دستگاه نازیسم (به ریاست گوبلز) عمل کرده و بر اساس استراتژی دروغ بزرگ که می گوید دروغ را انچنان بزرگ بگو که باورش کنند، اساتید بزرگ حق را مروج عرفان بیخدا معرفی می کنند. خبرگزاری ها، نشریات، سخنرانی ها و کتب و نرم افزارهای تهیه شده توسط ارگانهای فرهنگی – امنیتی همچون سازمان تبلیغات انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران یا حوزه علمیه قم طی چند سال اخیر به طور مداوم تکرار می کنند که « اين عرفان‌هاي كاذب اعتقادي به وجود خدا ندارند و مردم را به سمتي سوق می دهد كه به جاي اينكه دنبال خدا باشند، به سمت منويات دروني متمايل شوند.»[1]
ساده ترین پاسخ به این دروغ در خود این کذب نهفته است؛ مگر عرفان بدون حضور خداوند امکان پذیر است؟ اصلاح عرفان بیخدا مثل خورشید بدون نور یا اقیانوس بی آب است! اگر بخواهیم عرفان را ریشه یابی کنیم، عرفان از عرف به معنای شناختن، باز شناختن و دانستن بعد از نادانی است. عرفان در اصطلاح یعنی خداشناسی و شناخت حضرت حق تعالی [2]. درکتاب لغت، عرفان علمی از علوم الهی معرفی شده است: «نام علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست. راه و روشی که اهل الله برای شناسائی حق انتخاب کرده اند عرفان مینامند[3] . اوحدی عارف را اینگونه تعریف کرده است: عارفان که جام حق نوشیده اند، رازها دانسته و پوشیده اند و بالاخره از نظر ابن عربی عارف کسی است که خداوند خود را بر او بنمایاند و حالاتی برای او ظاهر گردد که معرف حال اوست.
آیین ها و جریان های معنوی مختلف در سراسر جهان هزاران سال است که هر کدام به روش خود سعی کرده اند تا حقیقت و نور زنده حاضر در جهان را به مردم بشناسانند . یکی از دلایلی که عده ای این جریان ها را تهی از خدا میدانند این است که دگم اندیشانه تصور می کنند که هر روشی غیر از روش دینی و یا خداشناسی که آنها به ان معتقدند، غلط و انحرافی است و تنها آنانند که راه یافته و رستگارند و البته در جایگاهی هستند که بتوانند درباره حقیقت گرا بودن یا نبودن سایرین قضاوت کرده و حکم دهند! و البته جای تعجب نیست که این شیوه و طرز تفکر محصولی جز تفرقه و خداگریزی به دنبال نداشته است.
1-سای بابا و تصویر از خدا
منتقدان مدعی شده اند که از مجموع گفته‌های « سای بابا » درباره خدا به دست می آید که « سای بابا » تصور روشنی از خدا ندارد. از بسیاری گفته ها و تعلیم های او به دست می آید که آنچه اصالت و اهمیت دارد عشق است و عشق یک امر انسانی است.
در اوپانیشادها از خدای «برهمن» و « ایشوارا » خدای یگانه سخن رفته است. طبق این متون، برهما یا خدای خالق، خدایی است فوق صفات كه جز از طریق سلب او را نمی توان شناخت. ساى بابا در مسئله خدا شناسى و پرداختن به خصوصیات خداوندى همواره از تعالیم هندو که مبتنى بر تعدد خدایان (تجلیات خداوند) است فاصله مى گیرد. لکن در صدر و ذیل گفتارهایش درباره خداوند به پیامبران و ادیان توحیدى اشاره مى کند. او در گفت و شنودی با یکی از شاگردان که می پرسد: ” شما گفتید که Paramathma بی­شکل، نام­های بی­شماری دارد. آیا تمام نام­ها و شکل­ها یکسان هستند؟ آیا هیچ تفاوتی هم وجود دارد؟ ” می گوید «این چه سوالی است! به ­طور قطع تمام نام­ها و صورت­ها یکسان هستند. هر نام و هر صورتی­که پرستش شود ، خداوند فقط همان تجسم حقیقی منحصر به فرد است. درک کردن او از طریق تمام نام­ها و شکل­ها امکان­پذیر است. اما مرید باید به یک نکته توجه کند. خداوند در هر صورتی­که پرستش شود، پرستش مورد علاقه باید برای یک هدف واحد باشد. آرزوی رهایی. فقط باید به خداوند عشق ورزید، نه به­هیچ چیز دیگر. عاشق او باشید. بر روی او تعمق کنید. او باید به­ عینیت برسد. در نهایت، تصمیم بگیرید در او ادغام شوید. فقط باید این آرزوی شدید و تٌُند را داشته باشید.»
2-خدا در نگاه اشو
مهاجمان اشو معتقدند عرفان اشو عرفان بدون خداست و اگر احیانا در این عرفان، خدا مطرح شود، خدایی است که فقط حکم یک وسیله را دارد، نه هدف.
اما اشو در مورد خدا می گوید : تو فقط می توانی با خدا موفق باشی ، نه بر ضد خدا … لا اله الا ا… خدایی بجز خداوند وجود ندارد .در این عبارت کوتاه تمام ارزش های والای تمام مذاهب گنجانده شده است .خداوند وجود دارد و تنها خداوند وجود دارد . درک نهایی حقیقت، چیزی به جز درک نهایی وحدت در درون هستی تان نیست . این است معنای کلمه خدا . خدا در آسمان ها منتظر شما نیست . او در درون شماست .ولی تنها زمانی می توانید آن را بیابید که یک پارچه شوید زیرا تنها یک می تواند یک را بیابد .[4]
او معتقد است : « بسیاری به جستجوی خدا می‌پردازند بدون اینکه بیاندیشند آیا برای ملاقات با خدا آماده‌اند یا نه؟ آیا آماده‌اند تا خدا به دیدار آنها آید یا نه؟ انان هرگز به این نکته نمی‌اندیشند. تاکید می‌کنم همه چیز را درباره‌ی خدا فراموش کن، تو فقط خودت را آماده کن، تا خدا به دیدار تو آید.»[5]
چنانچه سخن اتهام زننده را درست بگیریم که اشو عرفان سکولار ارائه میدهد؛ پس نباید هیچ ردپایی از خداوند در تعالیم اشو یافت شود؟! پس چگونه است که یکی از مهمترین تعالیم ایشان آمادگی در حضور خداوند و ملاقات با خداوند است؟ اشو جایگاه خداوند را چنان محترم میشمارد که برای دیدار خدا ، شاگردان و شنوندگان را آماده میکند و به آنها تعالیمی میدهد که منجر به خالص شدن افراد میگردد. استناد به این حدیث حضرت محمد (ص) که می فرمایند : “من عرف نفسه فقد عرف ربه”. (کسي که خود را بشناسد خدايش را شناخته است) نیز زاویه دیگری از نگاه اشو را تایید می کند. از این حدیث اینطور استنباط می شود که خود شناسي و يافتن خويشتن حقيقي خويش از مهم‌ترين مسائل قابل شناخت در نظام هستي و مقدم بر خداشناسی است. خداوند نيز در سوره مائده آيه 105 مي‌فرمايد: “يا ايها الذين آمنوا عليکم انفسکم”. (اي کساني که ايمان آورده‌ايد به خود بپردازيد).
همچنین اشو می‌گوید: « خدا را نمی‌توان اثبات کرد. امکان مطرح ساختن هیچ بحثی در موافقت یا مخالفت با خدا وجود ندارد. اما اگر خودآگاهی تو شروع به بالیدن کند خدا را احساس خواهی کرد. با رشد بیشتر خودآگاهی، در نگاه تو جسم و ماده ناپدید می‌شود و جهان چهره‌ای الهی به خود می‌گیرد. همه چیز را یک خودآگاهی می‌بینی. این قانون بسیار ساده است. جهان به این دلیل ماده به نظر می‌رسد که تو خودت را یک جسم و ماده می‌انگاری. تو هر چه باشی، دنیا را نیز همانگونه می‌بینی. اگر خودت را یک جسم و ماده بی‌انگاری، دنیا نیز مادی خواهد بود. و هیچ خدایی وجود نخواهد داشت. اگر خودت را یک روح در نظر بگیری، اگر خودت را یک خودآگاهی بدانی، دنیا را نیز خودآگاهی خواهی دید. دنیا یک آیینه است. هر چه تو باشی آنرا باز می‌تاباند. بنابراین تو به آن چیزی می‌رسی که شایسته‌اش هستی. خودآگاه‌تر شو تا دنیا با تو خودآگاه شود. اگر در اوج خودآگاهی قرار بگیری، دنیای مادی ناپدید و همه چیز الهی می‌شود. این تجربه نهایی حقیقت، عشق و شادمانی است.»[6]
3-کريشنا مورتي و نفی خدا؟
منتقدان گفته اند کريشنا مورتي گاه تا حد نفي وجود خدا پيش ميرود و آن خدايي را که تعاليم اديان به شرح و وصف آن مي پردازد، «تصور خدا» مي نامد و معتقدات ديگران درباره خدا را گريزگاهي صرف براي گريختن از رنج گريبان گير بشري ميداند. [7]
در حالی که کریشنا می گوید: “اگر می گویی که خود را بخوبی می شناسی اگر چنین احساس کنی بدان که به هیچ وجه خود را نمی شناسی بلکه فقط پوسته ی بیرونی ضعیفی را می شناسی که اغلب به مهلکه و مخمصه افتاده است. اما “تو”- توی واقعی، جرقه ای از آتش خود پروردگار هستی و خداوند قادر مطلق، درون توست و به همین دلیل چیزی نیست که اگر قصد کنی، نتوانی انجام دهی.”[8]
کریشنا خدا را انکار نمی کند ، حقیقت را نفی نمیکند بلکه اعتقاد سطحی را انکار میکند زیرا به گفته وی اعتقاد سطحی و تقلیدی، انکار حقیقت است . دیدگاهش این است که خود را محدود به کشف آنچه که در کتابها یافت میشود نکنید و دل نبندید زیرا به این دانش حقیقی نمی گویند این دانشی کاذب است . میگوید عقایدی که به کشف نرسد و بدون فهم پذیرفته شده باشد و بر اساس آن عملی کوکورانه و بدون آگاهی صورت بگیرد چنین عملی تقلید است . و چنین عقایدی دانش نیست بلکه عقیده و توهم است و منجر به تعارض و فساد و تباهی می شود نه سازندگی . او می گوید اعتقاد به خدا داشتن ، خداجویی نیست و شما را به خودشناسی نائل نمیکند.
دریافت آزادانه حقیقت فارغ از شرطی شدگی های ذهن، قضاوت ها و باورهای کلیشه ای جوهر تعالیم و آموزه های کریشنامورتی است. او معتقد است تنها ذهنی که بوسیله ی عقیده، ارزش های قیاسی و اعتباری مقید و محصور نگشته است قادر به درک حقیقت خواهد شد.[9] همان دیدگاهی که بسیاری از عارفان نیز به آن معتقدند و در کلام معروف مولوی می خوانیم: پای استدلالیان چوبین بود، پای چوبین سخت بی تمکین بود.
کریشنا (در کتاب نگاه سکوت) در پاسخ این سوال که نظر شما در باره خدا، حقیقت و ماورا چیست؟ می گوید: «دانش، منطق، و عقل را به حقیقت راهی نیست، اینها ابزار کشف حقیقت نیستند … انچه فکر بدان می اندیشد خدا نیست؛ زیرا فکر یک ابزار مادی است، منشا و خاستگاه فکر، یعنی سلول های مغز ماده اند. و شناخت خدا به وسیله یک ابزار مادی غیر ممکن است… زهد، تقوی، تقدس، عشق، و هر ان کیفیت ورای ماده قابل ادراک به وسیله فکر نیست … ادراک ماوراء، خدا، اولوهیت و کیفیت های غیر مادی هنگامی ممکن است که فکر دخالتی نداشته باشد… » (توجه به این نکته لازم است که اثبات وجود خدا به وسیله عقل، با شناخت خدا به وسیله عقل دو امر متفاوت است.)
در جای دیگر (کتاب پر پرواز) می گوید: «در کل جهان دو نوع انسان وجود دارد- آنها که شناخت دارند و آنها که شناخت ندارند و این شناخت و معرفت تنها چیزی است که حائز اهمیت است…انچه مهم است تحقق این شناخت است – شناخت نسبت به مشیت پروردگار برای انسانها. زیرا خداوند تدبری دارد و آن تکامل و تحول است. به محض آنکه انسان این حقیقت را ببیند و نسبت به آن معرفت یابد، دیگر نمی تواند خویشتن را از کسب آن و  یگانگی با آن باز دارد. زیرا حقیت بسیار باشکوه و زیباست . لذا چون (چنین انسانی) شناخت دارد، در جوار پروردگار قرار می گیرد.»
4-دالایی لاما و بودیسم خالی از خدا!
دالايي‌ لاما رهبر معنوي‌ تبتي‌ها و يكي‌ از مهمترين‌ رهبران‌ مذهبي‌ دنياست  با این حال رسانه های وابسته به حکومت در ایران او را متهم به الحاد و بیخدایی نموده اند. آنها مدعی شده اند که خدا در اندیشه های دالایی لاما جایگاهی ندارد ، و اندیشه بودیسم هیچ اصل ثابت و مشخصی به نام خدا ندارد. 
بودا اعتراف می کند که درباره ذات خداوند چیزی نمی داند اما بر این باور است که ما برای درمان دردهای خود به یک شفای آسمانی نیاز داریم. در این زمینه می گوید : برای ما قدرت  شفابخش طبیب کافی است. پس بیایید به ظاهر او، شخصیت و صفات و اندیشه های او کاری نداشته باشیم. این چیزها از حد دانش ما بیرون است . تنها چیزی که می دانیم و لارم است بدانیم این است که ما با کمال اطمینان می توانیم دستورهای آسمانی او را برای شفای خویش به کار بندیم.[10]
 البته این اعتراف بودا را در ادیان دیگر هم می بینیم مثلا در سوره مائده هم آمده که عیسی (ع) اشاره دارد به اینکه چیزی از ذات خداوند نمی داند : « {و [ياد کن] هنگامي را که خدا فرمود: اي عيسي پسر مريم، آيا تو به مردم گفتي: من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟ گفت: منزهي تو، مرا نزيبد که [در باره خويشتن] چيزي را که حق من نيست بگويم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مي‌دانستي. آنچه در نفس من است تو مي‌داني، و آنچه در ذات توست من نمي‌دانم، چرا که تو خود، داناي رازهاي نهانی }»[11]
پس می بینیم که اندیشه های بودا بر خلاف قران نیست. ذات خدا هم قابل درک نیست و آن فقط روح خدا است که با انسان در ارتباط است، بودا می گوید که درباره ذات خدا چیزی نمیداند و نمی گوید که نیست بنابراین الحادی دانستن این دین دروغ محض است. 
دالایی لاما به خدا اعتقاد دارد و صراحتا می گوید : « در آيين‌ بودايي‌ ايده‌ روشني‌ از خدا نيست‌…. اين‌ آيين‌ ارزش‌هاي‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نيايش‌ و دعا خواندن‌ را اينجا و آنجا پذيرفته‌ است‌…درست‌ است‌ كه‌ تصور كلي‌ از خدا نداريم‌، اما دريافتي‌ از وجود اعلي‌ داريم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نيايش‌ كنيم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشيم‌. »[12]
5-نقش ضعیف خدا در آموزه های شمنیزم؟
در متونی که بر ضد شمنیزم نوشته می شود می خوانیم: در عرفان ساحري خدا يا وجود ندارد و يا چنان نقش ضعيفي در نظام اعتقادي اين مکتب دارد که سالک کم ترين توجهي به خدا و نيروهاي او و قدرت او نمي کند. درکتاب هاي کاستاندا به ندرت با نام «خدا» برخورد مي کنيم و هيچ یادي از پيامبران الهي نمي شود وتبعا نقشی برای ادیان الهی و برنامه وحیانی اداره زندگی بشر لحاظ نمی شود[13]
شمنیزم – تولتک یک نظام باطنی است نه یک مذهب یا نظام دینی که بخواهد به شکل محوری به تعلیم در مورد صفات خدا یا موضع گیری در خصوص نظام پیامبران بپردازد. این نظام باطنی ریشه های چند هزار ساله در بین سرخپوستان دارد. یعنی مردمانی که عملا تا حدود دویست سال پیش اساسا با سایر نقاط دنیا ارتباطی نداشته و اطلاعی از پیام و نظام ادیان و انبیا نیافته بودند. بنابراین انتظاری غیرمعقول است که یک سرخپوست در نظام اندیشه ها و دریافتهایش از همان عبارات و ساختاری استفاده کند که در ادیان ابراهیمی و کتب مقدس استفاده می شود. چنین نگاه مغلطه گونه ای مثل این است که بگوییم مسیحیت از خدا صحبتی نکرده چون در هیچ کجای انجیل عبارت الله به چشم نمی خورد!
سرخپوستان خداوند را در طبیعت یافتند ،خداوند خود را به مانند نیروهایی در طبیعت به آنان نشان داد به مانند روحی که هرگز فانی نیست و نمی شود و همچنین با درک کردن او به رموز و اسرار پی بردند و این خدا بود که برای آنان چنین هویدا شد .و آنها روح جاودان را عقاب نامیدند . شمن ها منشا هستی را حوزه انرژی بیکران و عظیمی می دانند که به وجود آورنده جهان و موجودات است. آنان این حوزۀ مادر را با استفاده از فن «دیدن»مشاهده کردند و از آنجایی که آن را همچون عقاب قیر گون  عظیمی درک کردند،آن را (عقاب) خواندند. دیدن آنان به کشف این واقعیت منجر شد: عقاب یا روح به همۀ موجودات زنده آگاهی می دهد و آگاهی هر موجود زنده ای را نیز در لحظۀ مرگ به خود جذب می کند، به عبارتی از سوی عقاب،آگاهی اولیه ای به هر موجود داده می شود که در هنگام مرگ به سرچشمه اش یعنی عقاب بازگردانده می شود. در ادیان الهی عقیده بر این است که تمامی موجودات از خداوند متعال به وجود می آیند و هر موجودی پس از مرگ به سوی خداوند باز می گردد.
6-ایلیا « میم » ؛ مروج عرفان سکولار؟
بارها در مقالات انتقادی روحانیت تندروی ایران در مورد جریان های معنوی تکرار شده است که : عرفانهای سکولار معجونی از ادیان و مکاتب و علوم مختلف است؛ هیچ یک از این مکاتب، اصالت نداشته و با بهره گیری از ا دیان و علوم مختلف به ویژه روانشناسی به دست آمده اند. مانند آموزه های رام الله یا کریشنا مورتی و سای بابا که ترکیبی از اسلام و روان شناسی و ادیان هندی اند.
این اتهام تحت عنوان تبليغ و ترويج الاهيسم به ایلیا میم نیز زده شد. منتقدان او الاهیسم را به این دلیل که  آن را شامل مسيح گرايي، كثرت گرايي معنوي، معنويت‌ آزاد و تلفيق و پيوند اديان می دانستند، التقاط نامیدند.
در توضیح باید گفت آموزش هاي ايليا «ميم»، الاهيسم خوانده مي شود.[14] الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي. و اصل لااله الا هو در آن محور است.
آموزش‏هاي عمومي او درباره حضور الهي، تجربه عشق الهي، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد. عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي و معرفت باطني اختصاص داشته است.
او می گوید : « خداوند زنده و حاضر را بپرستید زنده سخن می گوید محبت میکند فعال است زندگی می بخشد تغییر می دهد دگرگون می کند زنده می بیند ،می شنود ، می خواهد اراده میکند . آیا خالق و معبود شما زنده است ؟ »
ایلیا میم در حالی به ترویج بیخدایی متهم شده است که شعار محوری تعالیمش « الهی، تسلیم و خدمتگزارم » است و اصل تعالیم الهی را می توان از محوری ترین توصیه ها و تعالیم او دانست. او می گوید :
«تسليم باشيد و خود را براي برخورداري از روح خدا و تجربه حضور خدا آماده سازيد. خداي زنده را بپرستيد تا زنده شويد و خداي زنده را بيابيد و زندگي يابيد.»
« تنها، خداي يگانه و زنده و حاضر را بپرستيد و براساس حضور يگانه او زندگي كنيد. به عهد الهي وفادار بمانيد و در روز و شب خدا را بخوانيد و عهد خود را با خداوند تجديد نماييد. با تمام وجود خود اعتراف كنيد الهي تسليم‏ام و تسليم الهي را تحقق بخشيد.»
« تسليم راز يگانگي و اتصال با هستي لايتناهي الهيست و شناخت خداوند از طريق آن حاصل مي‏شود. تسليم شدگان به اتصال و اتحاد الهي نايل مي‏شوند و آنان در حضور الهي ذوب مي‏شوند، فنا مي‏گردند و تا ابد بقا مي‏يابند.»
او در پاسخ به این سوال که  خداوند چطور موجودي است، می گوید : خداوند يگانه آنقدر بزرگ است كه اگر چشم تو به اندازۀ همۀ آسمانها باشد تنها ذره‌اي از آن را مي‌تواني ببيني. خداوند يكيست و جز او نيست. اما خداي تو شبيه خود توست[15]. چون هر كسي شبيه خدايي است كه مي‌پرستد. مي‌فرمايد من براي تو همانم كه درباره ام مي‌انديشي. اگر تو خوبي معلوم است خدايي كه مي‌پرستي خوب است، اگر مهربان و بخشنده‌اي پس معلوم است خداي تو هم مهربان و بخشنده است. خداي تو براي تو همانطور است كه او را مي‌بيني. همانطور آشكار مي‌شود كه انتظارش را داري. و اگر مي‌خواهي ببيني كه چطور آن را ديده اي، ببين چطور به تجربه ات آمده و چطور بر تو آشكار شده است.
و برخلاف ادعای کذب افراط گرایان مذهبی ایران او مردم را نه به سوی منویات دورنی که به سوی پیوند دادن دیگران به خدا می خواند و می گوید : « هر چه ديگران را به روح خدا نزديك تر كنيد روح خود را به روح خداوند نزديك تر كرده ايد هر چه شناخت آنان را از روح الهي كامل تر كنيد شناخت خودتان كامل تر خواهد شد. مردم را با شناساندن روح خدا بيدار كنيد و خواهيد ديد كه چگونه بر بيداري شما افزوده مي شود و بيداري الهي شما را در بر مي گيرد. آنان را ذره ذره از حضور الهي برخوردار كنيد و مي بينيد كه خداوند حضور خود را به شما مي دهد. به زمين ايمان بدهيد تا از آسمان ايمان بگيريد. به تشنگان آب بدهيد تا آسمان بر شما ببارد. حتي اگر خودتان در خوابيد اما با وجود خواب خود، براي بيداري ديگران تلاش كنيد آنگاه شاهد خواهيد بود كه بيدار كنندة الهي در حال بيدار كردن شماست. براي آنكه خدا را به سوي خود بياوريد ديگران را به سوي خدا ببريد اگر مي خواهيد خدا را پايين بياوريد پس ديگران را در خداوند بالا ببريد… و همة اين ها به آن معناست كه انسان را در روح خداوند به خداوند تسليم كنيد و به خدمتگزاري الهي فراخوانيد.»
این دیدگاهها بخش بسیار کوچکی است از تعالیم و آموزه های این اساتید که اکثرا همه زندگی ، برنامه ها و اندیشه های خود را مستقیم یا غیرمستقیم وقف اشاعه حقیقت گرایی در جهان نموده اند. این دیدگاهها با انکه هر کدام ظاهرا پیشینه کاملا متفاوتی دارند و ریشه تعالیمشان در مکاتب و ایین های ظاهرا مجزایی چون هندوئیسم ( در مورد تعالیم سای بابا) ، تانترا (در مورد اشو)، شمنیسم (مربوط به آموزه های دون خوان)، بودائیسم (ریشه تعالیم دالایی لاما) و الاهیسم[16] ( به روایت ایلیا رام الله) است اما عناصر مشترک و واحدی در مورد خداوند در همه آنها به چشم می خورد : اصل وجود آفریدگار جهان، اصل یگانگی او و برنامه حرکت به سوی شناخت و کشف او.
این ابعاد نشان می دهد که با وجود اختلاف در عبارات و اسامی یا توصیفاتی که برای خداوند در این دیدگاهها وجود دارد همه آنها به نوعی و از نگاهی در حال معرفی حقیقتِ نور یگانه خداوند در جهان هستند. که حقیقت یکی است و راهها بسیارند…
منبع: معنویت آزاد


[1]  سایتهای حکومتی همچون فارس، رجانیوز، موعود، تبیان، حوزه و … روزنامه های کیهان، رسالت، جام جم و … دهها کتاب منتشر شده در نقد جریان های معنوی و صدها همایش برگزار شده در سراسر کشور بخشی از این ماشین تبلیغاتی است.
[2]  (سعیدی، گل بابا، اصطلاحات ابن عرفانی، ص: 528)
[3]  دهخدا، لغت نامه، ج10، ص: 13592
[4]  کتاب تائو ئیزم 1 – اشو
[5] منبع: من درس شهامت میدهم، ص 114 تا 116.
[6] اشو، من درس شهامت می‌دهم، ص 115
[7]  نگرشی بر آرا و اندیشه های کریشنا مورتی – نوشتۀ محمد تقی فعالی
[8]از کتاب پر پرواز
[9]  از کتاب شادمانی خلاق
[10] از کتاب بودا و اندیشه های او – نوشته سادهاتیسا – ترجمه محمد تقی بهرامی
[11]  مائده /116
[12]  برگرفته از مصاحبه رامین جهانبگلو با دالایی لاما
 http://adyan.porsemani.ir  منبع: [13]
[14] تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود.
[15] در برخي از روايات اسلامي و غيراسلامي،‌ به اين موضوع اشاره شده است كه هر كسي خداي خود، به معناي تصور خاص خود از خداوند،‌ را دارد. در احاديث قدسي نيز اين موضوع تكرار شده است مثلاً در جايي كه خداوند مي‌فرمايد من با گمان بنده خويش همراهم.
[16] بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد که ايشان نيز در نقاط مختلف دنيا به اسامي متعددي شناخته شده اند. ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود. گفته مي‌شود که ايشان در رأس نظام جهاني معلمان باطني قرار دارند. ظاهراً الاهيسم جرياني است به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…(برگرفته از کتاب آمین؛ ایلیا یعنی خدا با من است- جلد اول)
کلیدواژه ها: ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ایلیارامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیارامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله
.