‏نمایش پست‌ها با برچسب بررسی و آشنایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بررسی و آشنایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

الاهيسم و يوگائيل-به روایت شاگردان استادایلیا


الاهيسم و يوگائيل

به روايت يكي از شاگردان
 يكي از مطالبي كه توسط دشمنان در بارۀ ايليا مطرح مي‌شد اين بود كه ايليا مثل معلمان معنوي شرق، همان انديشه‌هاي هندوئيسم، بوديسم، تانترا و يوگا را تعليم مي‌دهد. اين اتهام در حالي مطرح مي‌شد كه ايليا در طول صدها جلسۀ سخنراني و آموزشي، هرگز جز در حد چند اشارۀ بسيار گذرا، در بارۀ هندوئيسم و يوگا حرفي نزده بود.
در اين شايعه ايليا فردي مشابه ساي بابا و بلكه ساي باباي سوم يا كريشنامورتي يا راجنيش يا دالايي لاما شمرده مي‌شد و همين فكر در قالبهاي مختلفي از جانب دشمنان عرضه مي‌شد. نيت آنها از بيان چنين مسائلي بوجود آوردن فضايي براي برخورد قضايي و قانوني با ايليا بود. در ايران و بخصوص در سيستم قضايي ايران تصور بسيار بدي از ساي بابا، دالايي لاما، راجنيش، لوتر، كريشنامورتي و متفكران مشابه وجود دارد. همۀ اين افراد بدعت گذار و كافر محسوب مي‌شوند. حتي بعضي از آنها چون به بيت المقدس سفر كرده‌اند و در برابر ديوار ندبه به دعا پرداخته اند، صهيونيست محسوب مي‌شوند، بنابراين اگر بتوان كسي را در اين قالبها براي سيستم قضايي معرفي و اثبات كرد، همين موضوع براي محكوميت او يا ايجاد صدها خطر از جانب افراد خودسر كفايت مي‌كند. دربارۀ كافر و ملحد نبودن اين معلمان بزرگ كه رهبران معنوي اين عصر محسوب مي‌شوند حرفي ندارم زيرا اين موضوع در جهان امروز يك واقعيت بديهي و مسلم است اما مي‌خواهم به واقعيتي كه در پشت اين مطلب، تحريف شده كه «ايليا فرهنگ شرقي را تبليغ مي‌كند»، بپردازم.
ما مي‌دانيم كه ميليونها نفر در سراسر جهان هستند كه يوگا انجام مي‌دهند و مشغوليت بسياري از اين افراد به يوگا و فرهنگ يوگايي به حدي است كه عملاً يوگا جايگزين دين و مذهب آنها شده است. اين افراد ممكن است مسيحي، بودايي، مسلمان يا يهودي باشند اما وابستگي عيني و ذهني آنها به يوگا و فرهنگ يوگايي و هندويي تا اندازه‌اي است كه جايي را براي دين و مذهبشان باقي نمي‌گذارد. اين قشر عظيم كه در همۀ دنيا وجود دارند با زبان يوگا آشنايي دارند و اعتقادات معنوي خود را به همين طريق دنبال مي‌كنند. ايليا در ارتباط با اين قشر از يكي از روايت‌هاي خاص الاهيسم استفاده مي‌كرد. اين روايت يوگائيل نام دارد.
يوگائيل چيزي نبود كه ايليا آن را ابداع كند بلكه يكي از شاخه‌هاي الاهيسم محسوب مي‌شد كه ايليا آن را روايت مي‌كرد. مانند ديگر شاخه‌هاي الاهيسم معلوم نيست كه يوگائيل ابتدا توسط چه كسي بيان شده است اما اين تعليم ابتدا توسط استاد معظم روح الله در هندوستان بيان گرديد و سپس توسط ايليا «ميم» تفسير و تبيين شد.
يوگائيل تلاش دارد كه به آموزه‌ها و تمرينات يوگا جهتي الهي ببخشد و سعي مي‌كند يگانه پرستي و توحيد را در مركز فرهنگ يوگايي بازيابي كند. يوگا در حالت امروز خود عبارت است از معنويت منهاي توحيد و معنويت منهاي لااله الا هو (به معنايي كه در اديان ابراهيمي وجود دارد) اما يوگائيل به معناي يوگاي بعلاوۀ خداپرستي است، يوگا بعلاوۀ لااله الاهو، يوگا بعلاوۀ خداگرايي. همچنين در يوگائيل (كه روايتي شرقي از الاهيسم است) برخلاف آموزه‌هاي يوگا كه بر تمرينات ظاهري يوگا تأكيد مي‌شود، بر ريشه‌ها و بنيادهاي يوگا، بر روح يوگا و جوهر آن توجه و تأكيد مي‌شود. بنابراين از همان سالها الاهيسم (خداگرايي) براي اهل يوگا و كساني كه اشتغال ذهني و معنوي زيادي به آموزه‌هاي يوگايي و هندويي داشتند از طريق روايت يوگائيل بيان شد.
به گمانم ايليا علاقۀ زيادي به معلمين معنوي عصر جديد داشت و آنها را افراد بزرگي مي‌دانست اما اين علاقۀ خاص به معناي تأييد كامل روش‌هاي آنها نبود. از معلمين عصر حاضر او به راما كريشنا، ساي بابا، دالايي لاما، راجنيش، پرابهوپادا، پال توئيچل و بقيه علاقه داشت اما يكي از مسائلي كه دربارۀ آنها مطرح مي‌كرد فقدان وضوح خداگرايي و نامعلوم بودن پيام توحيد (لااله الا هو) و بعضي از ابعاد كلام خدا در آموزه هاي بعضي از آنها بود. او دالايي لاما را به دليل تأكيد او بر پيام صلح، راما كريشنا را به دليل پيامي كه از عشق الهي و گذر از قالبها در جهان اشاعه داده بود، راجنيش را به دليل پويايي تفكر، پرابهوپادا را به دليل تبليغ وسيعي كه در بارۀ خدمت عابدانه داشت (...) مي‌ستود... [1]
ايليا براي جهت دهي به تعليمات معنوي عصر حاضر، براي جهت دهي به انواع جريانات معنوي، علاوه بر تعمق و تفهيم الاهيسم و تمركز بر اصل خداگرايي و تسليم الهي، از شيوۀ پيوند تمدني استفاده كرد. الاهيسم براي مشتاقان تعليمات يوگا به صورت يوگائيل معرفي و تبيين مي‌شد. اين به معني پيوند طريقۀ يوگا با پيام لااله الا الله بود. ايل كه ريشۀ لغت الله و الهي است در فرهنگ معنوي به معناي خداست و يوگائيل معناي يوگاي الهي را مي‌دهد...
«بدون تغيير چيزها و صرفاً با تغيير جهت آن ها ، نتايج آن ها عوض مي شود.»
در يوگائيل عميق ترين و ناب ترين تعليمات يوگا و هندوئيسم مورد توجه قرار مي‌گيرد با اين تفاوت كه همۀ اين تعليمات قطبي شده اند. همۀ آنها بر اساس نام خداوند و در نام خداوند است و يگانه پرستي و پرستش خداوند زنده در تك تك آن آموزه‌ها وجود دارد. ايليا معتقد بود كه يوگائيل را مي‌بايست صرفاً در ارتباط با كساني كه ما به آنها مي‌گفتيم يوگازده مطرح كرد. دوره‌هاي يوگائيل تا جايي كه مي‌دانيم هرگز بطور رسمي در ايران برگزار نشد. مناسب ترين محيط بياني تعليمات يوگائيل كشورهايي بود كه يوگا و آموزه‌هاي هندوئيسم در آنها غوغا مي‌كرد. كشورهاي اروپايي يا كشورهايي مانند آمريكا، كانادا و خود هندوستان.
يوگا به شكل معمول آن، ظاهراً و براي اكثر تمرين كنندگان و افراد غيرمتبحر، امري غيرمذهبي و لائيك محسوب مي‌شد اما يوگائيل بر اين انديشه تأكيد داشت كه روح آموزه‌هاي يوگا همان يگانگي خداوند و اتصال به خداست. چند بار كه در اين باره صحبت شد، بعضي‌ها به اين باور رسيدند که عنوان تعليمات ايليا يوگائيل است اما يوگائيل در واقع تبييني از الاهيسم در بُعد يوگا (كه تقريباً همۀ دنيا را فرا گرفته بود) محسوب مي‌شد.
من يادم نمي‌آيد كه در سخنراني‌ها و جلسات رسمي كه ايليا در اينجا داشت صحبت قابل توجهي را در بارۀ يوگا و هندوئيسم داشته باشد اما تعليمات يوگائيل در مواجهه با قشري كه گفتم بارها بيان شد.
مرسوم ترين و شناخته شده ترين وجه فرهنگ هندويي و يوگايي كه در همۀ دنيا وجود دارد قائل به چندخدايي است. گاهي تعداد اين خدايان به قدري زياد مي‌شود كه از بركردن نام و مشخصات همۀ آنها جزئي از مهارتهاي معلمين هندو محسوب مي‌شود. خداوند باران، خداوند آتش، خداوند ويراني، خداوند سازندگي، خداوند عشق، خداوند دانش و دهها خداي ديگر از جملۀ اين خدايان محسوب مي‌شوند. در بهترين حالت، ما با سه خدا مواجه هستيم كه عبارتند از ويشنو، شيوا و برهما. تمرينات مختلف يوگا مسيرهاي مختلفي را طي مي‌كنند و مسير هر كدام از اين تمرينات به يكي از اين خدايان ختم مي‌شود مثلاً تمريناتي هست كه به خداوند دانش (ساراسواتي) ختم مي‌شود يا تمريناتي كه در ارتباط با الهۀ مادر (كالي) است. تفاوت عمدۀ يوگائيل با يوگا در همين است. يوگائيل همۀ يوگيست‌ها و هندوها را به كنار گذاشتن اين تعدد خدايان و خدايان متعدد دعوت مي‌كند و با حفظ همان آموزه‌هاي مبنايي يوگا و هندوئيسم آنها را به پرستش خداوند يگانه و زنده رهنمون مي‌شود.
«حقيقت يگانه اصل ثابت است و اين اصل در هر زمان و مكان به تناسب شرايط آشكار مي شود.»
«يوگا راهيست براي يگانگي. و يگانگي خورشيد و ماه[2] تعبيري است از يگانگي روح و تن و اتصال روح به خداوند. يوگيست‌هاي اصيل، انسان‌هايي يكتا پرست بوده‌اند و فقط خداوند زنده و واحد را مي‌پرستيدند. از اين رو به آنان يوگي گفته مي‌شد. آن‌ها تسليم خداوند بودند و در زير يوغ خدمتگزاري قرار داشتند. به واقع، همة كساني كه بر اساس اصل «يكي» زيسته اند، زندگي يوگايي داشته‌اند و يوگي بوده اند. و البته بسياري از اين يوگيست ها، مربوط به خارج از هند و هيماليا بوده اند. به اين معنا، اكثر بزرگان باطني كه در زمين زيسته‌اند يوگيست بوده اند. بيشتر انبياء و كساني كه با جديت تمام در جستجوي خداوند بوده اند. همة كساني كه با وفاداري و عاشقانه از خداوند پيروي كرده اند، به يوگاي واقعي اشتغال داشته‌اند و يوگيست بوده اند. يوگائيل يك اسم است. اين اسم كه ريشه اش در زبان مادر است، بيش از هر جاي ديگر در هند استعمال شده اما اين به آن معنا نيست كه همة يوگيست‌ها هندي بوده اند. بعد ها، راه يگانگي با همين نام مشهور مي‌شود زيرا اكثر مبلغان آن در عصر جديد، زادة شرق بوده اند. اما اين به معناي يك انحصار نيست. اگر در يك كشوري براي احوال پرسي سلام رسم است، اين دليل نمي‌شود كه سلام كردن يا حتي كلمة سلام خاص مردم آن كشور باشد. غالباً اين طور بود كه پيروان يوگيست‌هاي كهن سعي مي‌كردند با تقليد از حركات مرشد خود و دقت در روش زندگي آنان، روشي را ابداع كنند كه اساتيدشان از طريق آن به نتيجه رسيده بودند؛ از اين رو روش‌هاي مختلف يوگا پديد آمد. اما تعجب است كه با وجود اين همه روش‌هاي مختلف ظاهري يوگا، قرن هاست كه به ندرت يك يوگيست حقيقي در زمين ظاهر شده و اكثر كساني كه چنين تابلويي دارند فقط تابلوي آن را دارند و دكان يوگا باز كرده‌اند و البته چيزي از يوگاي حقيقي، يوگايي كه به يگانگي منجر مي‌شود و نشانه‌هاي يگانگي با روح جهان را آشكار مي‌سازد، در خود ندارند. واقعيت روش‌هاي مختلف و قارچي يوگا اين است كه اينها اساساً يوگا نيستند، اينها يوگاهاي مجازي و بدلي اند. فيلم يوگا هستند نه يوگاي مستند و زنده. لكن اين به معناي فريب كار بودن معلمان و پيروان يوگا نيست. بيشتر آن‌ها دروغ گو و فريب كار نيستند بلكه انسان‌هايي ساده‌اند كه واقعاً خدا را دوست دارند اما خود را گرفتار اوهامي كرده‌اند كه اگر جنسش ظاهراً مادي و اين دنيايي نيست، ولي چه بسا پيامدهاي مشابهي را داشته باشد. يوگاهاي غير اصيل، ممكن است بتوانند تأثيرات مثبتي را در سطح جسم و روان انسان پديد بياورند ولي من در اين جهان هنوز يكي از مدعيان يوگا را نديده ام كه از طريق روش‌هاي مجازي به نور و روح الهي رسيده باشد يا نشانه‌هاي چنين دريافتي را داشته باشد. و آن‌ها را كه ديده ام، با آنكه به معناي واقعي يوگيست بوده‌اند اما بدون آن كه به عنوان يوگيست شناخته شوند، در راه يگانگي قدم مي‌زدند. بعضي از آن‌ها چيزي از يوگاي هندي و از آن همه جزئيات عجيب و غريب نمي‌دانستند. وقتي كسي با تمام وجودش در حال انجام كاريست، وقتي كسي با تمام توجه اش در چيزي غوطه ور است، وقتي انسان واقعاً عاشق كسي يا چيزي مي‌شود، در همة اين حالات او يك يكتا پرست واقعي است. يك يوگي اصيل است. او ممكن است هر كسي باشد يا هر شغلي داشته باشد. مي‌تواند يك باغبان يا نقاش باشد يا كارگر ساده. هر كاري با عشق و توجه انجام شود، يك حركت يوگايي واقعي است.
هر انساني كه خود خودش باشد يك يوگيست واقعي است. و هر كسي كه زندگي اش را بر اصل يكي، بر حقيقت يكتا استوار سازد او يوگيست حقيقي است…[3]
يوگائيل به معناي يوگاي الهيست. يوگايي كه مستقيماً متوجه خداوند و بر اساس حضور زندة خدا و تسليم الهيست. ايل نام خداست. نام خدايي كه ابراهيم و يعقوب و موسي و عيسي و محمد آن را مي‌پرستيدند. الهه نيز از ايل (الاه) گرفته شده …
و يوگائيل نمادي است از دو جريان اصلي خدا گرا در شرق و غرب.
كلمة يوگا بعنوان نمايندة آن تفكر شرقي كه عمدتاً بر اساس يافته‌ها و شهودات حكماي هند استوار بود و ايل جريان خداگرائيست كه غرب زمين[4] را و حتي غرب امروز را فرا گرفته است؛ اديان ابراهيمي. و البته اين دو جريان بعدها در هم فرو رفتند. تفكر شرق تا اعماق غرب نفوذ كرد و تفكر غربي نيز به اعماق شرق راه يافت. يوگائيل نماد پيوند تمدن باطني غرب و شرق است.
يوگاهايي كه در بين مردم مشهور است مي‌تواند موضوعات مختلفي داشته باشد. جسم انسان، تنفس، حركات بدن، حيوانات و اشياء، سنگ ها، نقش‌ها و صداها و چيزهاي ديگر اما در يوگائيل مبناي واحد، خداوند متعال است. توجه مستقيماً بسوي اوست. يوگائيل تمرين و تجربه و تحقق تسليم الهيست. اساس آن، تسليم به خداوند حي و حاضر است. يوگا يكي را زيستن است لكن در يوگائيل آن يكي فقط خداوند يكتاست و نه ديگري. وقتي يوگا شكلي ورزشي، هنري يا عبادي به خود مي‌گيرد ممكن استهمچنان يوگا باقي بماند يا نماند اما اگر يوگائيل شكلي هنري يا غير هنري به خود بگيرد همچنان تسليم و خدمتگزاري به خداوند است زيرا وقتي كه از معناي تسليم و خدمت تهي مي‌شود، هر شكلي هم كه باشد ديگر يوگائيل نيست. يوگائيل، يگانگي با خداوند است و يگانه زيستن؛ يگانه بودن و يك راه را رفتن. وقتي كه همه را در يكي تجربه كردي و آنگاه كه توانستي كه يكي را در همه تجربه كني، تجربه تو از يوگائيل كامل خواهد بود. يوگائيل، تسليم به خدايي است كه يكتاست و كسي كه تسليم خداوند يكتا مي‌شود خود به يكتايي مي‌رسد و يگانگي را در مي‌يابد و يكي را مي‌يابد.»
لینک‌های مرتبط:

,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیا رام الله ,بررسی و آشنایی ,آسیب شناسی عرفان های نوظهور ,اسیب شناسی معنویت های نوپدید ,اسیب شناسی عرفانهای کاذب ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های نوپدید دینی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های شبه معنوی نوپدید دینی ,برچسب دروغین مدعیان دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,برچسب دروغین مدعی دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,اتهام دروغین ترویج عقاید انحرافی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی ,فرقه شناسی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های  نوپدیدشبه معنوی  ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: فریب خوردگان رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: آیین های هندی شبه معنویت عرفانهای صهیونیستی ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه رام الله ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه ایلیا رام الله , «تسليم باشيد تا رستگار شويد,سليم خداوند باشيد تا از روح خداوند برخوردار شويد...,تمثيل‏هايي كه در كتاب تعاليم حق بيان شده است, فروردین, ایلیامیم, اعضا



[1]  وحدت و يگانگي انسان‌ها صرف‌نظر از اينكه مذهبشان‌ چيست و آشنايي انسان‌ها با يك خداي واحد به عنوان منشاء اصلي همه مذاهب و اديان است. ساتيا سای بابا
«خدا واحد است ، خدا عشق است ، خدا در معبد، مسجد، بیرون و همه جا حاضر است. افراد بشر در چشم پروردگار یکسانند. آنان به یک طریق به دنیا می آیند و از دنیا می روند. بندگی، مرید پروردگار بودن  و خدمت به نوع بشر بدون توجه به نژاد، عقیده  و رنگ، وظیفه هر انسانی می باشد». گورو نانک
«من عقيده دارم که تورات و انجيل و قرآن به ميزان وداها  الهامات الهي دارند و مقدس هستند. من همان خدا را که در کتاب مقدس هندوان مي شناسم، در قرآن هم مي بينم.»  گاندی
«برادران و خواهران عزيز من! شما همه اولاد يك مادريد؛ روح خداوند يكسان در درون همه وجود دارد؛ سعي كنيد به او بينديشيد و تنها تسليم اراده توانا و قدرتمند او باشيد؛ ذهن خود را با مسائل جزيي و بي اساس مشغول نكنيد، در عوض آن را از اسماء مقدس پروردگار اشباع كنيد. كسي كه تنها نسبت به عقايد و افكار خودش تعصب نشان دهد هرگز قادر به درك خداوند سبحان كه حقيقت مطلق است نخواهد بود؛ خداوند را از درون يكديگر جستجو كنيد.» ساتيا سای بابا

[2] در يك معنا، يوگا به معناي يگانگي خورشيد و ماه و به عبارتي يگانگي قدرت شاكتي و شيوا در درون انسان است.
[3]  «وقتي تو خودت هستي، آنگاه است كه مي‏تواني حقيقتاً همان بشوي كه هستي. وقتي خودتي، اين آغازيست براي خدا را ديدن و خدا را بودن. خود بودن تو شروع راستگويي و بودن و طبيعي بودن تو است...» ايليا «ميم»
[4]   غرب بودن سرزمين عبرانيان (كه محل تولد و شروع رسالت اديان ابراهيمي بوده است) نسبي است و به تناسب شرق بودن هندوچين مي‌باشد. از طرفي اديان ابراهيمي (بويژه مسيحيت) جهان غرب را به تسخير درآورده است.

۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام الله


ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد




به روايت ال ياسين
یکی از تعالیم و آموزه­های ویژه و منحصر به فرد استاد ایلیا «میم»، تعالیم مربوط به ازدواج است.
گرچه ازدواج، مقوله­ای است که تقریباً در همه­ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته­اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده­اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه­ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی.
به همین دلیل، دامنه­ تأثیر خروجی­ها و نتایج نظرات ارئه شده، عمدتاً وابسته به فرهنگ، مکان و زمان­های مشخص بوده و نمی­تواند برای همه افراد در هر زمان و در هر مکان، قابل استفاده باشد، لذا ضمانت اجرایی آنها هم از یک سرزمین به سرزمین دیگر یا از یک مقطع زمانی، به زمانی دیگر، مخدوش یا زائل می­شود.
از این مهمتر آنکه، حتی در یک زمان و مکان ثابت نیز این نظریات، برای همه افراد کاربرد نداشته و فرمول­های لایتغیری که ارائه می­دهند با توجه به تفاوت­های فردی، قادر نیست همه طیف­های انسانی را پوشش دهد، در نتیجه تبعیت از آنها، برای همه افراد، ميسر و کارساز نبوده حتّی ممکن است هلاک کننده یا آسیب­زا باشد.
من، چه به عنوان یک روانشناس، که سالها سابقه­ کار با زوج­های جوان را داشته و چه به عنوان پژوهشگری بی­طرف که همراه با تیم پژوهشی، تحقیقات پردامنه­ای بر انواع نظریه­های مرتبط با ازدواج داشته است، بیشتر نظریه­های موجود غربی یا شرقی، علمی یا غیرعلمی، کهن یا جدید و... را مطالعه و بررسی کردم اما به نظریه­ای دست نیافتم که برای همه افراد، در تمام زمان­ها و مکان­ها برقرار بوده و کاربرد داشته باشد.
بعضی از نظریات طرفدار ازدواج بودند، برخی طرفدار تجرد و رهبانیت. بعضی ازدواج موقت و ازدواج متعدد را به شدت مردود دانسته و برخی حتی طرفدار چند همسری زنان بودند! مؤلفه­های انتخاب همسر نیز بسیار متفاوت و در عین حال نامتناسب با برخی طیف­ها عنوان می­شوند. عده­ای به مؤلفه­های ظاهری و وابسته به غریزه بسنده کرده، برخی دیگر طرفدار زندگی مشترک قبل از (یا بدون) ازدواجند. برخی نیز با وسواس زیاد تعداد زیادی فرمول برای سن، خانواده، فرهنگ، شغل، تحصیلات و... طرفین را کنار هم می­چینند و گروهی دیگر هوادار روابط جنسی آزادند و در این بازار آشفته که گاه بسیار سطحی و گاه بسیار سختگیرانه به ازدواج می­پردازد، تکلیف تفاوت­های فردی هرگز روشن نمی­شود در حالیکه در شرایط واقعی، گاه با افرادی روبه­رو هستیم که ویژگی­های شخصیتی و نوع و کیفیت برقراری رابطه آنها با جنس مخالف به گونه­ای است که اصلاً با «ازدواج» همخوانی ندارند و نیز با زنان و مردان زیادی روبه­رو هستیم که گرچه با نفس ازدواج همخوانی دارند، اما به دلیل انتخاب های ناپخته و اشتباه، درگیر مسائل بی­شمار ناشی از زندگی مشترک با همسرانی شده­اند که به هیچ­ وجه جفت مناسبی برای آنها نیستند.
بسیاری از کسانی که نقش همسر را ایفا می­کنند، حتّی معنای ازدواج و همسری را نمی­دانند و هرگز تجربه و دانش لازم، برای ادامه زندگی مشترک را کسب نکرده و متأسفانه هدف مشخصی را در زندگی و در زندگی مشترک، دنبال نمی­کنند. در واقع اکثر اینها، چه ازدواج برایشان مناسب باشد و چه نامناسب، شناخت صحیحی نسبت به خود و نیازهای حقیقی خود ندارند و با دلایل سطحی وارد ازدواج می­شوند. متأسفانه کتب روانشناختی و جامعه شناختی نیز، کلیدی برای «ازدواج، بله یا نه؟» به دست نمی­دهند و در نهایت، تنها بعضی از افرادی که دچار اختلال یا برخی بیماریهای روانی­اند را به دلیل پیشگیری از آسیب­های بعدی، از ازدواج منع می­کنند.
غیر از این­ها، بیشتر نظرات موجود، همان­طور که اشاره شد، یا ازدواج را دربست مي پذیرند و آن را باعث سلامت فرد و جامعه می­دانند و یا دربست رد می­کنند و تجرد، رهبانیت یا روابط جنسی آزاد و بدون عهد ازدواج را پیشنهاد می­دهند و در نتیجه نمی­توانند برای همه افراد پاسخگو و راضی کننده باشند. در حالیکه تفاوت عمده نظریه استاد ایلیا «میم»، با سایر نظریه­ها، در عین پوشش دهندگی و پاسخگویی به همه آحاد انسانی است، و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد.
نظریه استاد درباره ازدواج، بر مبنای دکترین هماهنگی تبیین شده است[1]. نظریه فراگیری که از طریق آن می­توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگی را تفسیر کرد. چنین نظریه­های فراگیری را می­توان نوعی جهان بینی (ثانویه) دانست که بر پایه آنها، تبیین بایدها، نبایدها و چگونگی­ها، در زندگی انسان میسر می­شود.
براساس تئوری هماهنگی، برای همه مسائل بشر (تأکید می­کنم، همه مسائل بشر) می­توانیم «پاسخی هماهنگ» معلوم کنیم. مطابق این نظریه، هماهنگی، یکی از اصلی­ترین قوانین طبیعت و کائنات است و از مهم­ترین عوامل موفقیت در هر کاری، محسوب می­شود.
مطابق دکترین هماهنگی، ازدواج نیز امری است غیر قطعی و غیر مطلق، نسبی و تابع شرایط، که می­تواند ضروری یا غیرضروری و سازنده یا تخریب کننده باشد، و این بستگی دارد به مؤلفه­های مختلفی که شرایط را می­سازد. یعنی بستگی دارد به فرد، زمان، مکان، قصدها، روش­ها و غیره. و موفقیت در ازدواج هم، به هماهنگی آن بستگی دارد و تابع شخصیت، هدف­ها، شرایط، زمان و روش و... طرفین است، به همین دلیل برای برخی ضروری و سازنده است و برای بعضی غیرضروری یا مخرب، و حتی برای یک نفر ممکن است امروز غیرضروری باشد اما یک سال دیگر کاملاً ضروری بشود. همچنین ممکن است انواع خاصی از ازدواج برای کسی مناسب باشد که برای دیگری مناسب نیست. مثلاً برای یک نفر ازدواج موقت مناسب است و برای دیگری ازدواج دائم و همین­ طور الی آخر.
همان­طور که ملاحظه می­شود این نظریه علاوه بر فراگیر و بنیادی بودن، این قابلیت را هم دارد که انسان را فرموله نکند، برای همه یک حکم ثابت و یکسان صادر ننماید، انسان­ها را روبات­های مشابه با برنامه­ریزی غیرقابل تغییر نبیند، به جای ظاهرگرایی به روح و باطن انسان بپردازد و نیازهای اصیل و حقیقی روح انسان را مدنظر قرار دهد.
ازدواج را هم یک پیوند بی­روح و مرده نداند و آن را محدود به جاری شدن صیغه عقد، برقراری روابط جنسی و حتی روابط عاطفی نکند و بسیار وسیع­تر و عمیق­تر، و در سطح ممزوج شدن روح دو نفر بدان نگاه کند. ممزوج شدنی که می­تواند به سکوی پرتابی برای ارتقا و رشد طرفین، یا خدای ناکرده به تخریب روح آن دو منجر شود.
به همین دلیل به جرأت می­توان گفت این نظریه، در بین تمام نظریات موجود، تنها نظریه­ای است که در تبیین ازدواج؛ نه تنها به تفاوت­های فردی، که به تفاوت­های روحی انسان­ها بها می­دهد. باطن و حقیقت رابطه و پیوند در ازدواج را می­شناسد و تأثیر ازدواج را بر سرنوشت، روح و کمال آدمی، بر همگان آشکار می­کند.
استاد در همه موضوعات پیرامون ازدواج، آموزه­هایی دارند از جمله: ازدواج، آری یا نه؟،  ازدواج موفق و ناموفق، همسر هماهنگ و چگونگی همسریابی، مسائل قبل (و در آستانه) ازدواج، هنگام ازدواج، بعد از ازدواج، روابط قبل از ازدواج، زمان و شرایط ازدواج، شناسایی وضعیت­های اشتباه در روابط قبل از ازدواج...، جدایی و مسائل آن، بچه­دار شدن و مسائل آن، مسائل و راه حل­های زندگی مشترک، ازدواج های غیر معمول (مانند چند همسری، ازدواج موقت و...) و راه حل­های موازی ازدواج و بالاخره، فراروی از ازدواج.[2]

ï      مهمتر از اينكه ازدواج كني يا نه پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج مي‏كند و محصول اين ممزوج چيست؟
ï      در انتخاب همسرت خودنهاني‏اش را ببين نه خودنمايي‏اش را كه اكثر فريب خودنمايي‏ها را مي‏خورند.
ï      ازدواج مي تواند همه چيز را در زندگي تو تغيير دهد حتي خدايي را كه تو براي خود داري . وقتي به خانه ات آمد گوش هايت هميشه آن را مي شنوند اما او به تو گوش نمي دهد مگر وقتي كه هنوز آنرا نديده اي .
ï      همسري ، همدستي نيست پس با كسي كه صرفاً مي تواند همدست تو باشد و همكار خوبي برايت باشد ازدواج نكن . همسر تو مي تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستي اش نمي تواند همسر تو باشد . همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگي است اما همسفر تو در زندگي حتماً‌ همسر تو نيست...
ï      رابطة جنسي بين دو نفر به رابطة ميان دو سرنوشت منجر مي شود. زيرا آن به معناي پيوند سرنوشت است و اين پيوند به شراكت طرفين در تقديرات منجر مي شود. هر يك در نور ها و تاريكي هاي ديگري ، در تأثيرات پيشين و پسين خوب و بد ، در امكانات و ضد امكانات ديگري سهيم مي شود. اين شراكت تقديري مانند زنجير خوردن و بسته شدن دو نفر به همديگر است. آن ها و آنچه بر هر يك واقع مي شود ، تا پايان جريان زندگي در اين جهان و جهان هاي ديگري به ديگري تأثير گذار است. حال اين اثرات ممكن است سازنده باشد يا مخرب اما غالباً مخرب و مختل كننده است . مگر آنكه ارتباط جنسي هماهنگ رخ داده باشد .
ï      وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو ، اتفاق نمي افتد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد ، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد . درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آنرا فاسد و تخريب كند.
ï      بعضي از مواد را اگر با يكديگر تركيب كنيد برآيند تأثيرات آن ها بر يكديگر خرابي است اين آن را فاسد مي كند و شايد آن هم اين را . بعضي غذا ها را اگر با هم بخوريد ، تأثير خوب آن ها بسيار بيشتر است بعضي ديگر ، اگر با هم خورده شوند اثري مسموم كننده و حتي كشنده دارند. رابطه ، رابطة جنسي و ازدواج هم همينطور است .
ï      ازدواج، يكي از فرصتهاي فرارَوي از خود و كنار گذاشتن خودخواهي است، اما بيشتر تجربه كنندگان، آن را به عنوان فرصتي براي خودخواهي هاي بيشتر مي بينند و در آن خودبينانه تر از قبل عمل مي كنند.
ï      با كسي ازدواج نكن كه تو را صرفِ خود يا ديگر خيرها كند و از خدا بازدارد حتي اگر همسر مناسبي براي تو باشد. اما اگر او توانست تو را به خدا مشغول كند و از خود بازدارد ازدواج با او بركت است.
ï      ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه مسائل و نتايج اوست.


لینک‌های مرتبط:
در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی


[1]برگرفته از تفسیر خانم پِریا ( شباب حسامی) پیرامون نظریه هماهنگی استاد ایلیا «میم»

[2] شرح و تفسير تعاليم استاد در موضوع ازدواج، در كتابي تحت عنوان «يك يكي» (فرمولهاي ازدواج پيرامون ازدواجهاي خطرناك و خطرات ازدواج) به قلم خانم ركسانا خوشابي (محقق، نويسنده، كارشناس ارشد مشاوره و عضو شوراي سردبيري نشريه علم موفقيت) آمده است. همچنين كتاب بعدي ايشان تحت عنوان «مهرآميزي» به بازگشايي تعاليم استاد در موضوع ارتباط جنسي پرداخته است.